آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
بی وفاترین یار
هر کسی عاشقانه هايی داريد . لحظاتی که در يک تب و تاب يا التهاب فراموش نشدنی ، احساس می کنی لازم است هر چه در دلت می گذرد بريزی بيرون . به آن شکلی ببخشی ، و رنگ و آبی . شايد يک نفر ديگر ، جايی در اين دنيای بزرگ پيدا شود که احساست را بفهمد ، حرف دلت را بشنود و آن پايين ها ، در اعماق قلبش ، احساس کند جايی هم فريادی دارد و هم دردی جمعه 27 آبان 1390برچسب:, :: 1:59 :: نويسنده : م.ترانه.م
بعد از اين عشق به هر عشق جهان ميخندم هر كه ارد سخن عشق به ان مي خندم روزي از عشق دلم سوخت كه خاكستر شد بعد از اين بود به هر سوز جهان مي خندم تقديم به عشقي كه جكرم را سوخت و بدون دليل در تنهاييم تنهايم كذاشت... جمعه 27 آبان 1390برچسب:, :: 1:42 :: نويسنده : م.ترانه.م
در شهر خرم آباد از استان لرستان، شرایط عبارتند از:
به نظرم مال تهرونیا از همه باحال تر بود پنج شنبه 26 آبان 1390برچسب:, :: 1:37 :: نويسنده : م.ترانه.م
خاله
دو شنبه 23 آبان 1390برچسب:, :: 1:12 :: نويسنده : م.ترانه.م
کسی بی عاطفه مثل تو را هر گز نمی بخش و می دانی گناهت را چرا هرگز نمی بخشم
به عمرم لحظه ای با خود چنین خلوت نمی کردم تو را آغاز درد انزوا هرگز نمی بخشم نگاه ساده ات دست از خیالم بر نمی دارد من آن را بانی این ماجرا هرگز نمی بخشم غریبی را گمان کردم که با تو می برم از یاد تو را آری به ظاهر آشنا هرگز نمی بخشم گناه چشم هایت را از آن روزی که با احساس مرا می خواند بیتابانه تا...هرگز نمی بخشم تمام برگ های دفترم پر می شود امشب از این شعری که می گوید تو را هرگز نمی بخشم
آنقدر پرم از تو که کم مانده ببارم
در متن نگاهت غزلی تازه بکارم من بی تو دلم را چه کنم؟بی تو دلم را اما...نه در این سینه دلی بی تو ندارم باشد برو آسوده خدا با تو عزیزم باید که به این خاطره ها دل بسپارم حالا همه شب حال و هوای شب مرگ است حالا که غمت مانده به جای تو کنارم ای کاش بیایی و ببینی به چه حالی افتاده از آن کوچه ی بی ماه گذارم شاید به تمنا ی تو یک شب بروم تاـ آنجا که نباشد کسی از ایل و تبارم می یابمت آری به دلم فال تو افتاد هر چند کمی زود کمی دیر بهارم
|
|||
![]() |